از کودکی پرسیدند عشق چیست... گفت بازی           

از نوجوانی پرسیدند عشق چیست ... گفت نفرت            

از جوانی پرسیدند عشق چیست ... گفت پول ثروت        

از پیری پرسیدند عشق چیست ... گفت عمر              

از گلی پرسیدند عشق چیست ... گفت از من خوشبوتر

از پروانه پرسیدند عشق چیست ... گفت از من زیبا تر   

از خورشید پرسیدن عشق چیست ... گفت از من سوزان تر

آخر سر از عاشقی پرسیدند عشق چیست ...          

سرش را پایین انداخت و سخت گریست                   

به امیدی که هیچ عاشقی  نگرید